بقره، آیات 106 تا 112، ص 17
هر (حكم و) آيهاى را نسخ كنيم و يا (نزول) آن را به تأخير اندازيم، بهتر ازآن، يا همانند آنرا مى آوريم، آيا نمى دانى كه خدا بر هر چيزى قادر است؟
نكته ها:
كلمه «نُنْسِها» از مصدر «انساء» به معناى تأخير انداختن يا حذف كردن است. بدين معنا كه نزول آيه به تأخير افتد و پس از مدّتى نازل شود.
اين آيه در مقام پاسخ به تبليغات سوء يهود است. آنان سؤال مى كردند چرا در اسلام برخى قوانين تغيير پيدا مى كند؟ چرا قبله از بيت المقدس به كعبه تغيير يافت؟ اگر اوّلى درست بود پس دستور دوّم چيست؟ و اگر دستور دوّم درست است پس اعمال قبلى شما باطل است.قرآن به اين ايرادها پاسخ مى گويد:ما هيچ حكمى را نسخ نمى كنيم يا آن را به تأخير نمى اندازيم مگر بهتر از آن يا همانندش را جانشين آن مى سازيم.
آنان از اهداف و آثار تربيتى، اجتماعى و سياسى احكام غافل هستند. همانگونه كه پزشك براى بيمار در يك مرحله دارويى تجويز مى كند، ولى وقتى حال مريض كمى بهبود يافت، برنامه دارويى و درمان او را تغيير مى دهد. يا معلّم با پيشرفت درس دانش آموز، برنامه درسى او را تغيير مى دهد، خداوند نيز در زمانها و شرايط مختلف و متفاوت، برنامه هاى تكاملى بشر را تغيير مى دهد.
پیام ها:
تغيير احكام، دليل بر شكست طرح قبلى نيست، بلكه نشانه توجّه به مسائل جديد و تغييرى حكيمانه است. همانند تغيير كتاب و معلّم.
****************************************************************************
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ (107)
آيا ندانستى كه حكومت آسمانها و زمين از آن خداست؟
(و او حقّ دارد هر گونه تغيير و تبديلى را به مقتضاى حكمت و حاكميّت خود، در قوانين و احكام بوجود آورد.)
و جز خدا براى شما هيچ ياور و سرپرستى نيست.
نکته ها:
بنى اسرائيل از حاكميّت الهى چنين تصوّر نادرستى داشته و خدا را نسبت به اعمال حاكميّت، دست بسته مى دانسته و مىگفتند: «يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ»، در حالى كه دست خداوند در آفرينش و خلقت و همچنين در وضع و جعل قوانين و تغيير و تحول آنها باز است. «بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ»
پیام ها:
راضى كردن ديگران كه بهانه گير و لجوج هستند، براى شما ارزش نباشد، چون غير از خداوند كسى شما را ياورى و سرپرستى نخواهد كرد.
****************************************************************************
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ
فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ (108)
آيا بنا داريد از پيامبرتان سؤالات و درخواست هايى (نابجا) بكنيد، آن گونه كه پيش از اين، موسى (از طرف بنى اسرائيل) مورد سؤال قرار گرفت، و هر كس (با اين بهانه جويىها از ايمان سرباز زند و) كفر را با ايمان مبادله كند، پس قطعاً از راه مستقيم گمراه شده است.
نكته ها:
با توجّه به خود آيه و آنچه از شأن نزولها برمى آيد، برخى از مسلمانان ضعيف الايمان و بعضى از مشركان، از پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) تقاضاهاى نامربوط و غير منطقى داشتند، مثلًا تقاضا مى كردند براى ما نامه اى از سوى خداوند بياور! و يا نهرهايى را براى ما جارى ساز. و برخى ديگر همانند بنى اسرائيل مى گفتند: خداوند را آشكارا به ما نشان بده تا با چشم او را ببينيم و به او ايمان بياوريم! آوردن معجزه و اتمام حجّت، براى صدق دعوت پيامبر لازم است، ولى انجام دادن هر درخواستى، طبق هوس و ميل هر فردى كه از راه مى رسد، درست نيست. يك مهندس يا نقاش براى اثبات مهارت خويش، چند نمونه كار ارائه مى دهد، ولى ضرورت ندارد براى هر كسى خانه اى بسازد يا تابلويى بكشد!
****************************************************************************
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ
ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (109)
بسيارى از اهل كتاب (نه تنها خودشان ايمان نمى آورند، بلكه) از روى حسدى كه در درونشان هست، دوست دارند شما را بعد از ايمانتان به كفر بازگردانند، با اينكه حقّ (بودن اسلام و قرآن،) براى آنان روشن شده است، ولى شما (در برابر حسادتى كه مىورزند، آنها را) عفو كنيد و درگذريد تا خداوند فرمان خويش بفرستد، همانا خداوند بر هر كارى تواناست.
پیام ها:
1- با مخالفان نبايد فوراً به خشونت برخورد كرد، گاهى لازم است حتّى با علم به كينه و حسادت آنها، با ايشان مدارا نمود. «فَاعْفُوا»
2- فرمان عفو دشمن، به صورت موقّت و تا زمانى است كه مسلمانان دلسرد و دشمنان جسور نشوند. «فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى»
****************************************************************************
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ
إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (110)
و نماز را برپا داريد و زكات را پرداخت نماييد و هر خيرى كه براى خود از پيش مى فرستيد، آن را نزد خدا (در سراى ديگر) خواهيد يافت، همانا خداوند به اعمال شما بيناست.
پيام ها:
-1 معمولًا دستور به نماز همراه با زكات در قرآن آمده است. يعنى ياد خدا بايد همراه با توجّه به خلق خدا باشد.«أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ»
2- اعمال انسان، قبل از خود انسان وارد عرصه قيامت می شود. «تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ»
****************************************************************************
وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ (111)
و گفتند: هرگز به بهشت داخل نشود مگر آنكه يهودى يا نصرانى باشد. اينها آرزوهاى آنهاست، بگو: اگر راستگوييد، دليل خود را (بر اين موضوع) بياوريد.
****************************************************************************
بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (112)
آرى، كسى كه با اخلاص به خدا روى آورد و نيكوكار باشد، پس پاداش او نزد پروردگار اوست، نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين خواهند شد.
نكته ها:
آيه علّت ورود در بهشت را، تسليم فرمان خدا و نيكوكار بودن مى داند. يعنى بهشت به ادّعا و شعار به كسى داده نمى شود، بلكه ايمان و عمل صالح لازم است.
****************************************************************************
در این وبلاگ قصد داریم پیام ها و نکات قرآنی را با بهره گیری از تفسیر نور حجت الاسلام قرائتی در اختیار علاقمندان قرار دهیم. در واقع مطالب این وبلاگ خلاصه تفسیر نور به تفکیک صفحه به صفحه می باشد. انشاء الله خداوند طول عمر دهد تا هر چه زودتر این تلخیص به پایان برسد.